21
دقیقه
داستانگویی، داستانسرایی و سرانجام داستاننویسی از مهمترین بخشهای فرهنگ عامیانه مردم ما محسوب میگردد. این داستانها از قدیم ورد زبان مردم ما بوده و از نسلی، به نسل دیگر، با قصه کردن در محافل و شبنشینیها، انتقال گردیده است.
این که چرا داستاننویسی مهم است و باید به آن پرداخت، از حوصلهی این مقاله بیرون است اما به همین جملهی ارنست همینگوی اکتفا میکنیم که گفته: داستان نویسی سخن پردازی نیست، بلکه ضبط کردن تجربه انسانی است به سادهترین و زلالترین زبان ممکن.
داستانگویی و علاقه به قصهها، در افغانستان به گونهی عامیانه و در میان مردم ما، تاریخی نامعلوم دارد که اکنون به عنوان یک ارزش فرهنگی غیرملموث، به عنوان یک میراث، در برخی از کتابها (مرغ تخم طلایی سیامک هروی یکی از این نمونهها است) ثبت شده و پاسداشت میشود.
آثار نوشته شدهی چون کلیله و دمنه، مرزبان نامه، سمک عیار، ورقه و گلشاه، اسکندرنامه، گلستان، نگارستان، انوار سهیلی، رستم نامه و دهها اثر بهجایمانده در حوزهی تمدنی ما، گواه این حقیقت است که مردم این حوزه، به داستانگویی، قصهسرایی، برگزاری جلسات قصهخوانی و مواردی از این قبیل علاقهی فراوان داشته اند.
داستان از همان زمانی که هنوز آبگینترین رنگ برترش را از نگهدارترین حافظهها به اثبات نرسانده بود، بر زبانها جاری و ساری بود و حتی در برخی از شهرها و روستاهای مشرقزمین، تا به امروز هم جای پامرد نقال را میتوان به نگاه آورد (رهیاب، 1384، 25).
اما طی دهههای اخیر و به مرور زمان، با افزایش وسایل ارتباط جمعی، شبنشینیهای قدیمی کم شده، داستانگویی و قصهسرایی، جایش را به نوشتن داستان و خواندن کتابهای داستانی به گونهی فردی و خیلی کم به گونهی جمعی داده است.
در این مسیر هم کشور ما و نویسندههای ما، تلاشهای خوبی کرده اند که یکی از این افراد، احمدضیاء سیامک هروی است. وی با نوشتن رمانهای جذاب، با استفاده از عناصری آشنا و دلچسب برای خواننده، توانسته است تلاشها در این حوزه را تقویت و آن را در بین جامعه، پرمخاطب بسازد.
در حقیقت امر، به دلیل اهمیتی که میراثهای فرهنگی غیرملموث و ارزشهای معنوی برای جوامع بشری دارند، افرادی از آن جامعه بلند میشوند و کمر همت برای حفظ و ترویج آن ارزشها میبندند که تلاشهای سیامک هروی، مصداق همین حرکتها و حمایت از ارزشهای معنوی و فرهنگی به جای مانده از نیاکان حوزهی تمدنی ماست.
از این لحاظ است که تلاشهای وی از منظر فرهنگی، قابل تقدیر و ارزشمند به حساب میآیند. چون حوزهی تمدنی کهن منطقه ما، با همچون تلاشها و همچون انگیزهها بوده است که به اوج رسیده و در بین ارزشهای فرهنگی جهان، جایگاه پیدا کرده است.
الیوت مینویسد: آن ملتی که به ایجاد نویسنده گان و شاعران بزرگ ادامه ندهد، زبانش رو به زوال خواهد رفت، فرهنگش زوال خواهد پذیرفت و شاید در فرهنگ نیرومندتر به کلی جذب شود .... زیرا اگر ادبیات زنده یی نداشه باشد، بیشتر با ادبیات گذشته اش بیگاه خواهد شد؛ اگر تداوم را نگه ندارد، ادبیات گذشته اش بیشتر از او دور میشود، تا آن جا که چون ادبیات بیگانه برای او غریب میگردد، از اینرو که زبان رو به تغییر است (رهیاب، 1384، 21).
اینجاست که میتوان اهمیت وجود کسانی چون هروی، خودنمایی میکند و به ما میفهماند که بودن همچون افراد، برای تداوم یک روند مهم فرهنگی و حفظ یک ارزش غیرملموس، حیاتی است.
و اما آنچه باعث شده تا رمانهای سیامک هروی مخاطب پیدا کند، ماهیت تخیلی داستانها و رمانها است که با ارزشهای تاریخی غیرملموس و ملموس و مناطق باستانی حوزه تمدنی آریای کهن گره خورده و میتوان گفت که یکی از مهمترین علتهای مخاطبپسند شدن آثار وی است.
چنان که در تعریف آمده: "ادبیات داستانی، به آثار منثوری دلالت دارد که از ماهیت تخیلی برخودار باشد، غالبا به قصه، داستان کوتاه، رمان و انواع وابسته به آنها ادبیات داستانی میگویند (میرصادقی، 1390، 14)".
بدون شک، تلاشهای سیامک هروی که در قالب رمان، داستان کوتاه و طنزگونهها ظاهر شده اند، برعلاوه حفظ عنعنات و فرهنگ عامیانه مردم افغانستان و حوزه تمدنی مشرقزمین، با به روی کاغذ آوردن شان، آنان را ماندهگار و ثبت تاریخ فرهنگی نمود.
در کتاب "مرغ تخم طلایی" که هروی در بین سالهای 1360 و 1361 خورشیدی نوشت و در سال 1366 خورشیدی از طرف وزارت اطلاعات و فرهنگ چاپ شد، به وضوع میتوان حفظ ادبیات عامیانه را مشاهده نمود.
یک نمونه که در این کتاب از زبان شهید کاکا رحیم به عنوان پیشدرآمد قصههایش آمده که برخی از قسمتهای آن در ادبیات عامیانه مردم ما، اکنون نیز استفاده میشود، اشاره میشود: « .... و اما بیابان هی، بیابان طی، سنگ سلامت، ناخن ملامت، میزد و میآمد. جرجر کرباس، خرخر دستاس، بزرگی آسمان، درازی ریسمان، سرطناب کله، افتاد به روی قلعه، سر ریسمان سیاه، افتاد بالای آسیا، این جا تا به ننگ آباد، تنبان شتر به پای کیک تنگ آماد، رفتیم به حوض کرباس، به خانه ملا عباس، خوردیم نان ماس، امشب سخن گفتن از ماس، رفتیم به یمن، نزد پادشاه ختن، گفتیم از شاعری سخن، او انعام کلان داد به من، و اما پادشاه سیستان، آن همه پول را پس ستان، چند چیز که نمیآورد بار، بید و پده سرو و سپیدار، چند چیز که میآورد بار، نارنج و ترنج و بهی و انار، مادر موش موشله میکرد، دختر موش توته میکرد، کیک خیاطی میکرد، کنگاش رکابداری میکرد، خروس دمبوره میزد، ماکیان چاربیتی میخواند، گوساله به کون گاو، تو بیا چغله بتو ... از فضای فلک خرج افتاد بالای تلک، از آن بگذر و از این گوش کش، مشک را بگذار مشکوله را پیش کش. بود نبود در زیر گنبد کبود .....» (هروی، 1396، 12).
آنچه در رمانهای سیامک هروی جذاب است و مخاطب را به سوی خود میکشاند، زبان ساده، به کارگیری از اصطلاحات محلی، انتخاب مکان مناسب رمان، استفاده از تاریخ پربار فرهنگی، استفاده از نامهای تاریخی مناطق مختلف کشور و ....اند که به گونهی خلاقانه، استفاده شده اند.
عناصر دیگر داستانی مانند شخصیتسازی، درونمایهی مورد توجه، تجربهی زیسته، استفاده از انواع راویها، پیرنگ و دیگر مشخصات تعریف شده برای رمان در آثار سیامک هروی چنان به کار گرفته شده اند که نظم خاصی را شکل داده، مفهوم را به سادهگی، برای مخاطب قابل فهم میسازند.
طق تعریفی که ویلیام هزلیت منتقد و مقالهنویس انگلیسی در قرن 19 از رمان ارائه میکند: "رمان، داستانی است که براساس تقلیدی نزدیک به واقعیت، از آدمی و عادات و حالات بشری نوشته شده باشد و به نحوی از انحاء تصویر جامعه را در خود منعکس میکند" (میر صادقی2، 1390، 305)، رمانهای سیامک هروی نیز حالات و عادات مردم افغانستان را ثبت کرده، از نامهای قدیمی مناطق مختلف افغانستان استفاده کرده، در انواع مختلف رمان، موضوعات را بیان داشته است.
انواع قصههای کهن (اسطورهها، حکایتهای اخلاقی، افسانههای تمثیلی، افسانههای پهلوانان و .... ) سرچشمههایی غنی است برای داستانهای امروزی، چه آنهایی که به کتابت درآمده و به طور مستقل یا به طور غیرمستقیم در متنهای ادبی کتابهای دیگر وجود دارد و چه آنهایی که به طور شفاهی هنوز هم سینه به سینه نقل میشود، میتواند شالودة آثار خلاقة امروزی قرارگیرد و با مواد و مصالح آنها و سنخ شخصیتهای قهرمان و شخصیتهای شریر و فضا و رنگ و زمان و مکان آنها، داستانهایی با معنا و دیدگاههای امروزی نوشت و به قالب قصه، صورتی تازه و نو بخشید و نوعی از داستانهای خیال و وهم (فانتزی) را به وجود آورد. (میرصادقی2 ، 1390، 68).
عین همان کارهای اند را که سیامک هروی در آثار اش انجام داده و با خلق رمانهای تاریخی (مانند زلفا که تاریخ فرهنگی را دربرمیگیرد)، سیاسی (چهار فصل سقوط که تحولات سیاسی را به نمایش گذاشته است)، اجتماعی (بازگشت هابیل)، تمثیلی (در رکاب عشق)، محلی (سرزمین جمیله)، رسالتی، تجربی، رمانتیک، خیال و وهم و انواع دیگر رمان، به نمایش گذاشته است.
برای حفظ و ترویج ارزشهای فرهنگی ملموس و غیرملموس، رمانهای تاریخی نقش بزرگی ایفا میکنند، به ویژه در عصری که به عصر اطلاعات و ارتباطات شهرت یافته و تکنالوژی مدرن، زمینهی انتقال میراثهای غیرملموس را به نسلهای بعدی با مشکل مواجه کرده و نسلهای بعدی با مصروفیت به تکنالوژی، گذشته را فراموش خواهند کرد، اما این رمانها، یادآور گذشته خواهند شد و اجازه نخواهند داد که ارزشهای فرهنگی، رنگ خود را از دست داده، به فراموشی سپرده شوند.
و در اخیر؛ در جامعه و کشوری که ما زندهگی میکنیم و به امید توسعه و آیندهی بهتر استیم، "هیچ چیز بهتر از ادبیات به ما نمیآموزد که تفاوتهای قومی و فرهنگی را نشانة غنای میراث آدمی بشماریم و این تفاوتها را که تجلی قدرت آفرینش چندوجهی آدمی است، بزرگ بداریم. مطالعة ادبیات خوب، بیگمان لذتبخش است، اما در عین حال به ما میآموزد که چیستیم و چگونه ایم، با وحدت انسانی مان و یا نقصهای انسانی مان یا اعمال مان، رویاهای مان و اوهام مان، به تنهایی و با روابطی که ما را به هم میپیوندند، در تصویر اجتماعی مان در خلوت وجدان مان (یوسا، 1385، 14)".
سیامک هروی با تلاشهای که در راستای ادبیات داستانی داشته، توانسته است هم ارزشهای غیرملموس فرهنگی، نامهای تاریخی (بامیکان، آرئیوس، کوه دویندر و ....)، ولایات باستانی و مواردی از این قبیل که نزد مردم افغانستان و حوزهی تمدنی مشرقزمین از اهمیت و جایگاه ویژه برخودار است، حفظ کرده و به ریشههای فرهنگی آب تازه بخشیده، و هم توانسته است که مشکلات، نابسامانیها و رفتارهای اجتماعی را برجسته نماید.
عناصر به کار رفته در آثار سیامک هروی، مطابق به سلیقه و ذوق مخاطب مشرقزمین شکل یافته و این بزرگترین موفقیت در جذب مخاطب بوده و خوانندهگان آثار وی را روزبهروز افزایش داده است.
پایان
ثور 1404 خورشیدی
منابع
رهیاب، محمدناصر، (1384 خورشیدی)، سپیدهدم داستاننویسی، چاپ اول، نشر ترانه، مشهد
سیامک هروی، احمدضیا، (1396 خورشیدی)، مرغ تخم طلایی، چاپ چهارم، نشر توانا، هرات
میرصادقی، جمال، (1390 خورشیدی)، راهنمای داستاننویسی، چاپ دوم، انتشارات سخن، تهران
میرصادقی، جمال، (1390 خورشیدی)، ادبیات داستانی، چاپ ششم، انتشارات سخن، تهران
یوسا، ماریو، (1385 خورشیدی)، چرا ادبیات؟، مترجم: عبدالله کوثری، چاپ دوم، نشر لوح فکر، تهران