داستان ها
و اگر از او پرسیده شود ؛
«چرا سخنت سخت به گفتار آید ؟ »
گوید ؛«سخنم سخت، چرا سست به گفتار آید ؟»
شاید نمی خواهد کسی از احوال درونی اش آگاه شود ،
یا شاید هم بیان آن را دشوار می داند .
زیرا...
7
دقیقه
نقره
به مقام معظم ریاست تعطیلات مکاتب دختران:
سلامهای سخت و نرم از جانب من، صندلیای که از سکوت خسته شده است. امیدوارم حالتان خوب باشد در این روزهای ساده و بدون هیاهو؛ روزهایی که خاطرات، با عمق بسیار...
8
دقیقه
آسیه نور
آنروز مادرم از شدت لت وکوبهای پدرم مُرد. من و دو برادرِ کوچکم در یک گوشهای خانه خودمان را چپانده بودیم، در اول هر سهی مان جیغ وداد میکردیم؛ با سروصدا های ما پدرم با چهرهی پر از خشم و چشمان که کا...
8
دقیقه
لطیفه دانش