غزل
غزل
از مجموعه
رمان
زمان:

دقیقه

تاریخ:

3/30/2026

شعر

 

چه قشنگست شبی خواب ت ُرا می بینم

 

بعد به تکرار به خوابم  که، تُ را می بینم

 

بعد تو من شده ام معشوقه غربت و درد

 

تک و تنها و غریبم، همه اش غمگینم

 

از نگاه کردن به آیینه هراسی دارم

 

زن  بیماررخ و افسرده ای را می بینم

 

 پرسیدی موی سپید چین و چروک های سیاه ؟

 

بامن هستند، دلت جمع، خودمم، اینم

نشده گاهی خیالت برود از سرمن

 

سر که بی تو نماندم به سر بالینم

بی حضورت دل من وسوسه مرگ دارد

 

شده لبریز صبوری، نبودت،...  دینم

other