مهاجر
مهاجر
از مجموعه
رمان
زمان:

دقیقه

تاریخ:

3/30/2026

شعر

مهاجر

ابر بادبرده و

سرگردان

در آسمان خودپرستان

که

بار زحمت

بر دوش می‌کشد و

عرق زحمتش

قطره‌قطره

از جبین

بر زمین خشک

باغ‌بان می‌بارد

و

چادر سایه‌ی سرد را

بر سر باغ‌بان می‌کشد

 

اما باغ‌بان

نفرین ریشه‌های خشکیده

و پوسیده‌ی باغش را

تقدیم ابر می‌کند و

نمک انتقام را

بر زخم آبله‌های کف دست ابر

می‌پاشد!

other