نامت آفتاب صبح است
از مجموعه
شعر زمان ما
زمان:

5

دقیقه

شعر

نامت آفتاب صبح است  

  نان برشته و شیر داغ!

و دستانت  

برنجزاران باران خورده است.

 

زیبایی تو  

تلاقی باران و شیروانی است،  

دسته ای اردک وحشی  

که شبانه به تالاب می نشینند.

 

و بهار از دیوار خانه‌تان سرک می‌کشد  

تا شکوفه‌های پیراهنت را ببیند.

 

و ماهیگیران  

سوار بر قایقی سفید  

آفتاب روز را بدرقه می‌کنند  

تا من و تو،  

به میعاد رویاهایمان برویم.

علی احسانی زاده
موقعیت:
بندر دیلم، ایران
وظیفه:
شاعر
تعداد آثار در آوای زریاب:
1