21
دقیقه
مقدمه:
کفشهای گِلی خدا، مجموعهی داستانهای کوتاه، اثرِ باسط یزدانی است. این مجموعه شامل ۱۳ داستان کوتاه است که در ۹۱ صفحه نوشته شده و توسط انتشارات آوای زریاب، بهتازگی منتشر شده است. این مجموعهی داستانی، ترکیبی از رئالیسم اجتماعی، رئالیسم جادویی و نمادگرایی است.
ساختار و فرم:
در این مجموعه، اغلب از راوی «شخص سوم» یا «دانای کل» استفاده شده است. فرم روایتها خطی و یکنواخت نیست. گاه به گذشته فلشبک میزند، گاه در حال جریان پیدا میکند و گاه «جریان سیال ذهن» را میبینیم و میشنویم. پایانهای داستانها بسته نیستند و هیچگونه قطعیت و داوری از سوی نویسنده در آنها وجود ندارد؛ بلکه پایانها باز هستند و خواننده را به تفکر و تأمل وامیدارند.
شخصیتپردازی:
شخصیتها گاهی انسانهای عادیاند، گاهی گربه و سگ، گاهی پارچههای آویزان در یک کارگاه، گاهی گُدیپرانهای گلغندی، گاهی فرشتهی مرگ و گاهی هم کفشهای گِلی خدا.
شخصیتهای واقعی، گاه آنقدر طبیعیاند که حس «همذاتپنداری» با آنها پیدا میکنیم و گاهی این شخصیتها در ظاهر واقعی، اما در اصل نمادیناند و پشت آنها معنا و مفهومِ عمیقتری نهفته است؛ مانند شخصیت داکتر و مردهشوی در داستان «مرد میانسال و گربه».
زبان و بیان:
زبان این مجموعهی داستانی، نثریست ساده و روان با لهجهی کابلی. ریتم آن، نظر به موقعیتها، گاهی تُند است و گاهی کُند. نمادها بسیار طبیعی جا افتادهاند؛ بهگونهای که نمادینبودن یا واقعیبودن آنها بهسادگی قابل تشخیص نیست و به بازخوانی و تفکر نیاز دارند.
مضمون یا درونمایه:
این مجموعهی داستانی، بهظاهر روایتهای ساده از دل جامعه و گاهی روایتهای تخیلی از ذهن نویسنده است؛ اما این روایتهای ساده، نمادین و گاه تخیلی، حامل این درونمایههای عمیق و ارزشمند میباشند:
در جستوجوی معنا؛
نمونهای از داستان: مرد میانسال خطاب به گربه میگوید: «مدتی میشود که دنبال دوست استم. ما خیلی شبیه هم استیم. تو میان این کثافات دنبال چیزی گرانبها برای ادامهی حیات استی و من هم شبیه تو در این دنیا به دنبال چیزی گرانبها استم. خسته شدم؛ میدانی؟ گرانبهاترین چیزها را یافتم؛ اما همین که چند روز میگذشت، برایم بیارزش میشدند. تو هم هر آنچه را مییابی، بیدرنگ خورده و هضم میکنی و در آخر به چیزی بیارزش و کثیفی مبدل میشود...»
شکنندگی و بیثباتی ارزشهای غیرعینی یا خیالی؛
نمونه: مادر آهی کشید و گفت: «بچیم! پیسههای داودخانی سالها میشود که نمیچلند.»
سایر درونمایهها: آزادی، جنگ، تروما و زخمهای کودکی، رنج، جوانمردی، خیرخواهی و خیررسانی.
نقطههای قوت:
نثر ساده، روایتهای ترکیبی (رئالیسم اجتماعی، رئالیسم جادویی، نمادگرایی) و از همه مهمتر، حملکردن مضمونها و درونمایههای عمیق با نثر و روایتهای ساده، از نقطههای قوت این مجموعه است. نویسنده با وجود اینکه جوان و تازهکار است، اما بهخوبی از پس آن برآمده و مضمونهای ارزشمندی را روایت کرده است. ترتیب داستانها در کتاب، ترتیب زمانی دارد و مسیر رشد نویسنده در آن، صعودی و رو به بالا محسوس میشود.
نقطههای ضعف:
کتاب دارای شمارهی شابک (شمارهی استاندارد بینالمللی کتاب یا ISBN) نیست.
نارساییها و اشتباههای دستوری و نگارشی وجود دارد که این نقد بیشتر بر ویراستار کتاب وارد است.
اینکه فرم روایتها خطی و یکنواخت نیستند، نکتهی ضعف پنداشته نمیشود؛ بلکه گاهی شخصیت از یک صحنه به صحنهی دیگر بهگونهای پرت میشود که خواننده بهسختی متوجه آن میشود. در تبدیل صحنهها، گاهی پرش وجود دارد. نویسنده در ویرایش یا در آثار بعدی باید به این نکتهی مهم توجه داشته باشد و جابهجایی صحنهها را طبیعیتر و نرمتر انجام دهد؛ بهگونهای که پیش از فلشبک، یک جملهی کوتاه بنویسد تا ذهن خواننده برای تغییر صحنه آماده شود.
جمعبندی:
این مجموعهی داستانی ارزش چندبار خواندن را دارد؛ زیرا حامل درونمایههای ارزشمند است و در ضمن، پایان هر داستان، خواننده را به تفکر وامیدارد و سبب میشود ذهن به چالش کشیده شود.