ساره و سه کبوتر
ساره و سه کبوتر
زمان:

10

دقیقه

داستان کودک
داستان کوتاه

نزدیک رخصتی‌های زمستانی مکتب است. ساره امتحانات خود را موفقانه تمام کرد و صنف چهار می‌شد. او یک دخترک شجاع، لایق، خوش قلب و خیلی مهربان است. همیشه درس می‌خواند و کوشش می‌کند به دیگران نیز کمک کند. در یک قسمت بام خانه‌ی ساره کبوتری با دو چوچه خود در یک لانه‌ی زندگی می‌کند و کبوتر مادر بسیار زیاد چوچه‌های‌ خود را دوست دارد و از آنها حفاظت می‌کند. چوچه‌های کبوتر گرسنه بودند و گریه می‌کردند کبوتر مادر نمی‌توانست آنها را در چنین حالی ببیند و تصمیم گرفت برود و غذایی برای آنها آماده کرده بیاورد. ساره از کلکین خانه حویلی و برگ زرد درختان را تماشا می‌کرد، ناگهان باد شدیدی وزید، هوا طوفانی و سرد شد. باد آشیانه کبوترها را به زمین انداخت و  لانه‌ی آنها را نابود کرد چوچه‌ها هم گریه را شروع کردند. ساره با دیدن این واقعه زود از اتاق بیرون شد و چوچه‌ها را در روی زمین دید که چقدر ناله و اشک می‌ریزند. ساره خیلی جگرخون شد و همانند این دو چوچه کبوتر گریه می‌کرد  چون با دیدن این حالت دلش می‌سوخت. برادر بزرگ ساره، حامد از نماز جماعت جمعه خانه آمد و متوجه ساره شد که خیلی ناراحت است و دید آشیانه‌ی کبوتر ویران شده است.

گفت:" ساره جان چرا خفه هستی جان برادر؟"

ساره:" لالاجان کبوتر و چوچه‌های خورد او بی‌خانه شدند، من می‌خواهم یک آشیانه‌ی جدید برای شان بسازم."

حامد:" درست است خواهرک قندولم اصلا تشویش نکن باهم دوباره خانه آنها را می‌سازیم."

کبوتر مادر با غذا رسید و دید آشیانه‌ی نیست سرگردان دنبال دو چوچه خود بود و متوجه شد ساره آنها را در آغوش گرفته است ناز و نوازش می‌کند کنار آنها رفت. بالاخره ساره با کمک برادرش آشیانه‌ی جدید برای کبوتران ساختند در یک جای امن و مناسب دور از طوفان و گرمی آفتاب، کبوتر هم دوباره به زندگی‌ خود ادامه داد. حالا چوچه‌های کبوتر بزرگ شدند ساره هر روز آنها را مواظبت می‌کرد و برای شان دانه و غذا می‌داد. کبوتران هم از محبت ساره دلگرم بودند و همیشه در اطراف او می‌گشتند و ساره با آنها شیرین، شیرین قصه می‌کرد.

ساره عشق و علاقه‌ی خاصی به این سه پرنده داشت با لطف و مرحمت با آنها رفتار می‌کرد و از اینکه آن روز طوفانی آنها را نجات داد و به کبوتر مادر کمک کرد خوشحال بود و خود را تقدیر می‌کرد.

ساره داستان ما خیلی دختر دلسوز و مهربان بود در کارها با مادر عزیز خود کمک می‌کرد. کبوتران نیز ساره را خیلی دوست داشتند.

 همیشه با حیوانات و پرنده‌ها محبت می‌کرد و هیچ‌گاه سبب اذیت شان نمی‌شد چون آزار رساندن به پرند‌ها و حیوانات را الله متعال دوست ندارد و گناه حساب می‌شود.

کودکان عزیز با مهربانی و ترحم تان به حیوانات ثواب کسب می‌کنید و خداوند متعال شما را در زندگی موفق و پیروز می‌سازد.

کسانی که در اطراف شما هستند شما را دوست خواهند داشت و از رفتار تان با حیوانات پند می‌گیرند.

روئینا بخشی
موقعیت: کابل، افغانستان
وظیفه: نویسنده ، شاعر
تعداد آثار در آوای زریاب: 3

داستان های مشابه