اشعار
مخکې له دې چې زه تا وپېژنم،
ته زما د خیالونو په کوڅو کې اوسېدې.
ته هغه شعر وې، چې زما د زړه ژبې سره بل...
5
دقیقه
ساحل تلاش
نامت آفتاب صبح است
نان برشته و شیر داغ!
و دستانت
برنجزاران باران خورده ا...
5
دقیقه
علی احسانی زاده
من اهل اینجام،
در جنوبِ افغانستان،
جایی میان دانههای الماسِ سرخ...
من دخترِ شهرِ ان...
5
دقیقه
نسرین جوادی
به توازن تو سوگند، که تو زنده و بقایی
نکنم دلم به کس بند، که تو هست و بود مایی
یا ربا رخت به ما ...
4
دقیقه
رفیع اعظمی
چه قشنگست شبی خواب ت ُرا می بینم
بعد به تکرار به خوابم که، تُ را می بینم
بعد تو من ش...
5
دقیقه
آرین مرادی
دارم به کارهای خدا فکر میکنم
به اینکه من کجا و تو، کجا، فکر میکنم
چگونه شد که دل به نگاهت سپرد...
4
دقیقه
سمیر سادات
مهاجر
ابر بادبرده و
سرگردان
در آسمان خودپرستان
که
بار زحمت
بر دوش میکشد و
عرق زحمتش
قطرهقطره
از جبین
بر زمین...
10
دقیقه
یاسین رحیمی
دیدم که چاله های لبانت پر از غم است
اینجا بیا نگر که در دلم چه ماتم است
اصلا گمان مبر که د...
5
دقیقه
سحاب مرزازاده
ندانم با درختان نسبتم چیست
شناسا اند درفکرم ولی کیست
کشانندم به خود با سیب و انگور
که ”ژن”د...
7
دقیقه
فیروز خاور
شهر محاصره
در خشم باکره
از خبطِ خاطره
بیرون بریز و بعد
در تختِ کودکی
با پیر...
4
دقیقه
احمد جاوید انوش
اینجا خاک، همیشه بوی خون میدهد
و نفسها بوی باروت
زمین، گورستان رویاها است
و آسمان، سقف تیرهای پرتاب ...
6
دقیقه
علی احمد
شیپورِ مرگ
قاصد بیداریِ خاک
خواب را بر چشممانِ خاکنشینان آشفته میکند.
گردابِ سرنوشت
و طوفانی مهیبْ در...
4
دقیقه
منیره نوری